تبلیغات
وبلاگ سرگرمى | اس ام اس | جک | داستان - شوهر

وبلاگ سرگرمى | اس ام اس | جک | داستان

وبلاگ سرگرمى | اس ام اس | جک | داستان

شوهر

شیوانا جعبه‌اى بزرگ پر از مواد غذایى و سکه و طلا را به خانه زنى با چندین بچه قد و نیم قد برد.
زن خانه وقتى بسته‌هاى غذا و پول را دید شروع کرد به بدگویى از همسرش و گفت: «اى کاش همه مثل شما اهل معرفت و جوانمردى بودند.
شوهر من آهنگرى بود که از روى بى‌عقلى دست راست و نصف صورتش را در یک حادثه در کارگاه آهنگرى از دست داد و مدتى بعد از سوختگى علیل و از کار افتاده گوشه خانه افتاد تا درمان شود.
وقتى هنوز مریض و بى‌حال بود چندین بار در مورد برگشت سر کارش با او صحبت کردم ولى به جاى اینکه دوباره سر کار آهنگرى برود مى‌گفت که دیگر با این بدنش چنین کارى از او ساخته نیست و تصمیم دارد سراغ کار دیگر برود.
من هم که دیدم او دیگر به درد ما نمى‌خورد.... برادرانم را صدا زدم و با کمک آن‌ها او از خانه و دهکده بیرون انداختیم تا لا اقل خرج اضافى او را تحمل نکنیم.
با رفتن او ، بقیه هم وقتى فهمیدن وضع ما خراب شده از ما فاصله گرفتن و امروز که شما این بسته‌هاى غذا و پول را برایمان آوردید ما به شدت به آنها نیاز داشتیم.
اى کاش همه انسان‌ها مثل شما جوانمرد و اهل معرفت بودند!
شیوانا تبسمى کرد و گفت: حقیقتش من این بسته‌ها را نفرستادم. یک فروشنده دوره‌گرد امروز صبح به مدرسه ما آمد و از من خواست تا اینها را به شما بدهم و ببینم حالتان خوب هست یا نه!؟ همین!
شیوانا این را گفت و از زن خداحافظى کرد تا برود.
در آخرین لحظات ناگهان برگشت و ادامه داد: راستى یادم رفت بگویم که دست راست و نصف صورت این فروشنده دوره گردهم سوخته بود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
comment fab icon
comment fab icon
وبلاگ سرگرمى | اس ام اس | جک | داستان
وبلاگ سرگرمى | اس ام اس | جک | داستان
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


به وبلاگ سرگرمی خوش آمدید
این وبلاگ برای شادی و تفریح هموطنان عزیزمان راه اندازی شده و هیچگونه فعالیت سیاسی و غیر اخلاقی مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران در آن صورت نمی گیرد .
پیشنهاد ما : بدلیل بروز رسانی بالا ، لطفا کلیه قسمت ها و بخش های وبلاگ را مشاهده کنید .
جهت ترویج طنز و شادی در جامعه هر نوع کپی برداری ، بلند کردن ، کِش رفتن مطالب و تصاویر سایت آزاد میباشد فقط منبع یادتون نره!

مدیر وبلاگ : reza khaleghi
نویسندگان
شیوانا جعبه‌اى بزرگ پر از مواد غذایى و سکه و طلا را به خانه زنى با چندین بچه قد و نیم قد برد.
زن خانه وقتى بسته‌هاى غذا و پول را دید شروع کرد به بدگویى از همسرش و گفت: «اى کاش همه مثل شما اهل معرفت و جوانمردى بودند.
شوهر من آهنگرى بود که از روى بى‌عقلى دست راست و نصف صورتش را در یک حادثه در کارگاه آهنگرى از دست داد و مدتى بعد از سوختگى علیل و از کار افتاده گوشه خانه افتاد تا درمان شود.
وقتى هنوز مریض و بى‌حال بود چندین بار در مورد برگشت سر کارش با او صحبت کردم ولى به جاى اینکه دوباره سر کار آهنگرى برود مى‌گفت که دیگر با این بدنش چنین کارى از او ساخته نیست و تصمیم دارد سراغ کار دیگر برود.
من هم که دیدم او دیگر به درد ما نمى‌خورد.... برادرانم را صدا زدم و با کمک آن‌ها او از خانه و دهکده بیرون انداختیم تا لا اقل خرج اضافى او را تحمل نکنیم.
با رفتن او ، بقیه هم وقتى فهمیدن وضع ما خراب شده از ما فاصله گرفتن و امروز که شما این بسته‌هاى غذا و پول را برایمان آوردید ما به شدت به آنها نیاز داشتیم.
اى کاش همه انسان‌ها مثل شما جوانمرد و اهل معرفت بودند!
شیوانا تبسمى کرد و گفت: حقیقتش من این بسته‌ها را نفرستادم. یک فروشنده دوره‌گرد امروز صبح به مدرسه ما آمد و از من خواست تا اینها را به شما بدهم و ببینم حالتان خوب هست یا نه!؟ همین!
شیوانا این را گفت و از زن خداحافظى کرد تا برود.
در آخرین لحظات ناگهان برگشت و ادامه داد: راستى یادم رفت بگویم که دست راست و نصف صورت این فروشنده دوره گردهم سوخته بود.



نوع مطلب : داستان کوتاه، داستان های جالب، داستان های آموزنده، 
برچسب ها : داستان درباره زود داوری مردم، داستان پندآموز، داستان کوتاه، داستان کوتاه درباره یک معلول، داستان کوتاه مهر ماه 91، داستان کوتاه پاییز 91، داستان یک معلول، داستانک فلسفی طرز زندگی معلولان، داستان های جالب، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، داستان جالب، داستان آموزنده، داستان خنده دار، داستان های خنده دار، داستان آموزنده جدید، داستان بسیار زیبا، داستان جدید، داستان های آموزنده جدید، داستان های آموزنده شهریور 91، داستان های آموزنده و جالب، داستان های بسیار زیبا، داستان های جالب و جدید شهریور ماه، داستان های کوتاه جدید، داستان های کوتاه شهریور ماه 91، داستان کوتاه آموزنده، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه و آموزنده جدید، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک زیبا، داستانک شهریور ماه، اس ام اس جدید،
لینک های مرتبط :
reza khaleghi
1392/01/13
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای وبلاگ سرگرمى | اس ام اس | جک | داستان محفوظ است